مرگ یک زن کنار راه آهن
سوتِ دنباله دار و تیز قطار
شاخه ای از شقایق وحشی
چشم های کشیده اش به کنار
چرک های سیاه ناخن او
چهره ای له شده شبیه خودم
یک علامتْ سوال روی سرش
پاسخ فوری و صریحِ خودم
پاکتِ نیمه باز سیگاری
دورتر از جنازه چند قدم
توی چشمی کشیده می دیدم
چهره ی چند سال بعدِ خودم
لاشه ی یک فرشته روی زمین
گریه ی کودکی برای نماز
این خیالات پوچ و بی معنی
پیچوتاب مسیرِ تنگِ هراز
چند لحظه سکوت و خاموشی
جسم خالیِ تونلی خلوت
وقت محدود خوردن لب ها
یک قطار خیس از شهوت
هر مسافر کنار جفت خودش
مرد با مرد و زن با زن
من که تنها به فکر سیگارم
آخرین عشق، آخرین بهمن
وینستون لایت و کنتِ لامذهب
فاز سنگین، حس خیلی خوب
توی گوشم نغمهی شاهین
نامجو و عظیمی و مشروب
با همین شعر خواب می چسبد
گرم باشد تمام اندامم
مثل یک مرد گفتمش، حالا
مثل یک زن کشیده در دامم
مرداد 1395
برچسب: مرگ یک زن در بیمارستان مادر یزد,مرگ یک زن در ایل گلی تبریز,مرگ یک زن باردار در سردشت,مرگ یک زندگی,مرگ یک زن در سردشت,مرگ یک زن در صف مرغ,مرگ وارونه یک زنجره نیست,مرگ وارونه يك زنجره نيست,مرگ پایان یک زنجره نیست,مرگ وارونه ی یک زنجره نیست,
نویسنده: سینا پاکدل